گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

شوکران اما حیاتزا
دانلود کتاب "شوکران اما حیاتزا"

برای دانلود کتاب روی تصویر بالا کلیک نمایید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

 

ابن مشغلهروزی در مجلس ختمی،مرد متین و موقری که کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت،آهسته به من گفت آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟ گفتم:خیر قربان! خویش دور بنده بوده و با اصرار خانواده آمده ام تا متقابلا روز ختم من،خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چون می خواست حرفش را بزند.گفت:بله، خدا رحمتش کند! چه خب آمد و چه خوب رفت.آزارش به یک مورچه هم نرسید.زخمی هم به هیچ کس نزد.حرف تندی هم به هیچ کس نگفت.اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد.هیچ کس از او گله و شکایتی نداشت.دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند.حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت.

گفتم: این، بی شرمانه زیستن است و بی شرمانه مردن.با این صفت های خالی از صفت که جناب عالی برای ایشان برشمردید،نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود،چون 70 سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که برای حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند...

و این بی چاره ها که با دشمن دشمنی می کنند و با دوست دوستی،دایم گرسنه اند و تشنه،چون آب و نانشان را همین کسانی خورده اند و می خوردند که زندگی را "بی شرمانه مردن" تعریف می کنند.

آدمی که در 70 سال عمر،آزارش به یک مدیرکل دزد،به آدم بدکار هرزه،به چاقوکش باج گیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟

آدمی که در 70 سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،پس گردن یک گران فروش متقلب نزده و تف بزرگی به صورت یک سیاستمدار خودباخته وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریف انسانیت تطبیق می کند و به چه درد این دنیا می خورد؟

.....ما نیامده ایم فقط برای آن که همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگ مان، گرگ و چوپان و سگ گله، هرسه ستایش مان کنند.

ابن مشغله-نادر ابراهیمی(البته به نقل از ماهنامه داستان،شماره نهم، ص48)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۱۶
سجاد دهقانی

آیا این همه ماشین(به معنی اعم) و این همه محصولات ماشینی که در دنیا تولید می شود بر اساس احتیاج بشر است؟ابدا.هیچ با احتیاجات بشر هماهنگ نیست.فقط حرص ها و آزها است که این ها را به این شکل در آورده.مصرف چطور؟

امروز هزاران نیرنگ در دنیا به کار می برند برای این که مصرف های مصنوعی بسازند.تمام وسایل ارتباط جمعی دنیا در خدمت سرمایه دار های بزرگ است برای ایجاد اشتهای کاذب در مصرف کردن.یعنی ماشین ها هی دارند تولید می کنند،ولی چون بشر این مقدار نیاز ندارد آن ها به وسایل مختلف،با موسیقی،با جاذبه های زنان،با فیلم ها،با تلویزیون ها،با وسایل دیگر می خواهند کالاهای تولید شده را به خورد بشر بدهند که بشر از یک طرف هی بدود برای پول در آوردن، و از طرف دیگر به سرعت خرج بکند برای این که چرخ ماشین ها بتواند بگردد.

مرتضی مطهری-فلسفه اخلاق

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۲ ، ۲۰:۲۳
سجاد دهقانی