گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

شوکران اما حیاتزا
دانلود کتاب "شوکران اما حیاتزا"

برای دانلود کتاب روی تصویر بالا کلیک نمایید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب با موضوع «گردگیری کتابخونه :: جامعه» ثبت شده است

 

این نکته حساس است؛ شهید مطهری این کتاب[مسٔلهٔ حجاب] را زمانی می نویسد که زمان طاغوت است و از موضع یک روحانی حرف می زند. ولی ما در زمانی حرف می زنیم که کل نظام دینی است.[مدعی دینی بودن است]

حجاب یکی از چیزهایی است که نظام آن را ترویج می کند. وقتی نظام از حجاب حرف می زند، در بقیهٔ موارد هر حرفی بزند اینجا هم مؤثر است. یعنی حجاب را چه بخواهیم، چه نخواهیم نمی توانیم از باقی قضایا جدا کنیم. همهٔ این ها در یک بسته است. نظام با کلیتش مدعی است که یک نظام دینی است.

ما در برخوردهای قانونی باید سهم هر چیزی را به اندازه خودش بدهیم. اگر به حجاب در دین ما ۵ درصد تاکید شده، برخورد قانونی ما هم باید بشود ۵ درصد. اگر بر روی عدالت قانونی ۹۵ درصد تاکید شده، باید سهم قانونی اش هم بشود ۹۵ درصد. واقعیت این است که الان برعکس است.

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، ص۴۲

واقعیت تلخی که باید خواسته یا نا‌خواسته بپذیریم و بدان اعتراف کنیم این است که حجاب بخشی از یک مجموعهٔ به هم پیوسته است نه جزء جداگانه و متفاوت.حجاب ویترین و آینه‌‌ٔ تمام آن موضوعات دیگر است و هر طور آن ها بودند سر و شکل زنان جامعه هم همان طور خواهد بود. وقتی سیاست و اقتصاد و رفتار و گفتار و قضاوت و تشکیلات اداری اسلامی بود، حجاب زنان هم به طور طبیعی اسلامی خواهد بود و زمانی که روسری اقتصاد کمی کنار رفت و مانتوی سیاست تنگ و کوتاه شد و نظام اداری چکمه پوشید و سیستم قضایی گردن و بازویش را برهنه کرد، به طور طبیعی این واقعیت های تلخ در تصویر کوچه و خیابان زنان خودشان را نشان می دهند.قضیه همین قدر ساده است باور کنید! 

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، صص ۱۵ و ۱۶

 


پ ن:

۱.سه شنبه با "م.ک" عزیز نمایشگاه کتاب بودیم،کاملا اتفاقی آقای زائری رو جلوی یکی از غرفه ها دیدیم و چند دقیقه ای با ایشون صحبت کردیم و توی همین چند دقیقه معلوم شد ایشون بوشهری هستند :)

۲.آقای حسام الدین مطهری رو هم تو غرفه اتشارات آرما دیدیم، ایشون گفتن احتمالا امسال یه مجموعه داستان ازشون چاپ میشه و رادیو تپق هم تعطیل شده.

۳.اینم نمونهٔ اخیر یکی از کارهای مسخره برای ترویج حجاب احتمالا (+)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۰۷
سجاد دهقانی

 

ابن مشغلهروزی در مجلس ختمی،مرد متین و موقری که کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت،آهسته به من گفت آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟ گفتم:خیر قربان! خویش دور بنده بوده و با اصرار خانواده آمده ام تا متقابلا روز ختم من،خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چون می خواست حرفش را بزند.گفت:بله، خدا رحمتش کند! چه خب آمد و چه خوب رفت.آزارش به یک مورچه هم نرسید.زخمی هم به هیچ کس نزد.حرف تندی هم به هیچ کس نگفت.اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد.هیچ کس از او گله و شکایتی نداشت.دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند.حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت.

گفتم: این، بی شرمانه زیستن است و بی شرمانه مردن.با این صفت های خالی از صفت که جناب عالی برای ایشان برشمردید،نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود،چون 70 سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که برای حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند...

و این بی چاره ها که با دشمن دشمنی می کنند و با دوست دوستی،دایم گرسنه اند و تشنه،چون آب و نانشان را همین کسانی خورده اند و می خوردند که زندگی را "بی شرمانه مردن" تعریف می کنند.

آدمی که در 70 سال عمر،آزارش به یک مدیرکل دزد،به آدم بدکار هرزه،به چاقوکش باج گیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟

آدمی که در 70 سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،پس گردن یک گران فروش متقلب نزده و تف بزرگی به صورت یک سیاستمدار خودباخته وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریف انسانیت تطبیق می کند و به چه درد این دنیا می خورد؟

.....ما نیامده ایم فقط برای آن که همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگ مان، گرگ و چوپان و سگ گله، هرسه ستایش مان کنند.

ابن مشغله-نادر ابراهیمی(البته به نقل از ماهنامه داستان،شماره نهم، ص48)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۱۶
سجاد دهقانی

از شهید چمران پرسیدند:

تعهد بهتر است یا تخصص؟

 گفت: می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می پذیرم.

اما می‌گویم " آن کس که تـخـصـص نـــدارد و کـاری را می‌پذیـرد بـی تـــقـــواســـت".


هرچی دنبال سندش گشتم چیزی ندیدم ولی به هر حال این حرف از نظر منطقی کاملا درسته از هرکسی که باشه!
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۶
سجاد دهقانی

مسافرانی را فرض کنیم که در اتوبوسی نشسته اند. هر کدام در حرفه ای شأنی دارند و صاحبِ جای گاهی هستند. شاید بسیاری از ایشان هم شأنی والاتر داشته باشند از شأنِ راننده ای که هدایتِ اتوبوس را بر عهده دارد. در طیِ مسیر هر مسافری به طورِ طبیعی در دنیای ذهنی و حرفه ای خود سیر می کند و با کنار دستی از همان دنیای تخصصی حرف می زند؛ دنیای اقتصاد و کسب و تجارت، دنیای فن و فن آوری، دنیای تعلیم و تربیت، دنیای علومِ انسانی و فلسفه، دنیای هنر و ادبیات… آیا کسی راجع به اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به رانندگی اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به راننده ی آن صحبت می کند؟!

نفحات نفت

حالا فرض کنیم طیِ همان مسیر، راننده ی اتوبوس محکم بزند روی ترمز و کمی هم اتوبوس برود توی شانه ی خاکی و گوشه ی سپر هم بگیرد به گاردِ کنارِ جاده… دیگر آیا کسی حاضر است راجع به دنیای ذهنی و حرفه ای و تخصصیِ خود حرف بزند؟ گیرم که بالاترین متخصصِ علوم هسته ای باشی، وقتی در اتوبوسی نشسته ای که راننده ناشی است، حکماً فقط راجع به رانندگی اظهارِ نظر خواهی کرد. آیا در میانِ اضطرابِ اتوبوس و جاده فرصتی برای ورود به دنیاهای ذهنی و تخصصی باقی می ماند؟ وای به روزی که هر مسافری احساس کند که ولو با گواهی نامه ی پایه ی دوم، یا اصلاً بدونِ گواهی نامه، دست به فرمان بهتری دارد نسبت به راننده ی اتوبوس…

نفحات نفت-رضا امیرخانی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۲ ، ۲۲:۲۱
سجاد دهقانی

جانستان کابلستانحالا هرکس از وضع افغانستان می پرسد یاد گرفته ام که مثل کارشناسان رسمی جواب بدهم.

اگر از وضع اقتصادی بپرسند می گویم که با همه ی پس مانده گی اما به دلیل فقدان زیرساخت های مخل پیشرفت و دیوان سالاری مهار نشدنی این احتمال وجود دارد که افغان ها با ی
ک مدیریت کارامد و عزم ملی ۳۰ ساله از ما پیش بیافتند... بعد هم کمی راجع به مساله ی ملت سازی حرف میزنم و توضیح میدهم که ما شاید ۱۰۰ سال از آنها جلوتر باشیم...

اما این فاصله ی آنها با ماست...فاصله ی ما با آنها چه مقدار است؟! شاید بپرسید مگر این دو فاصله با هم توفیر دارند؟۳۰ سال فاصله ی اقتصادی و ۱۰۰سال فاصله ی اجتماعی چه از این سو چه از آن سو... چه تفاوتی دارد؟


 بگذار ساده بگویم -نه مثل یک کارشناس رسمی-که شاید فاصله ی آنها با ما اینقدر زیاد باشد اما فاصله ی ما با آنها بسیار کم است... زیر ۵سال...

اگر ما مردم قدر یکدیگر ندانیم و قدر کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسار مملکت را بدهیم دست جاه طلبی چهار نفر قدرت طلب بی فرهنگ سیاسی یقین بدانیم که ظرف ۵ سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابر اصل همسایه. گسل ها اگر تعمیق شوند و من و تو یکدیگر را دشمن بپنداریم هزاران خط جنگ دیگر بین ماهای دیگر و شماهای دیگرتر پدید خواهد آمد و...

                                       جانستان کابلستان-رضا امیرخانی


پ ن:

این روزها هرچه بیشتر به انتخابات نزدیک میشویم بیشتر حوادث سال88 جلوی چشم هایم رژه میرود،امیدوارم دوستی های بین مردممون به دشمنی تبدیل نشه اونم به خاطر یه تعداد قدرت طلب بی فرهنگ سیاسی!

 

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۱۹
سجاد دهقانی