گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

گردگیری کتابخونه

تورق کتاب ها در حین گردگیری کتابخونه

شوکران اما حیاتزا
دانلود کتاب "شوکران اما حیاتزا"

برای دانلود کتاب روی تصویر بالا کلیک نمایید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

شوکران اما حیاتزا

يكشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۹:۲۵ ب.ظ

انسان که پای در این دنیا می‌نهد، همچون مسافری است غریب که از دورهای دور آمده و به دورهای دور نیز می‌رود . چند صباحی گامی می‌زند و آنگاه که بر سر آن می‌شود ره به سوی مقصد خویش بسپارد بر سر راه خود برکه‌ای می‌یابد؛ درونش قدری آب مانده که جویباری باریک هر از گاهی طراوتی تازه بدان می‌بخشد . بر سطح آن، نیلوفران شناورند و در آنسویش غوکان به آواز. آن طرفتر، کلبه‌ای است بس سست و بی‌بنیاد که بر چوبهایی لرزان بر پای شده و اشباحی تهی از حیات پویا، گرداگرد آن می‌آیند و می‌روند و او را به بار هشتن در آن سرای می‌خوانند.

اگر بدان سرای پا نهی، خوانی می‌بینی گسترده، که پایه‌هایش از استخوان جمجمه‌های انسانهاست؛ پرده‌هایی زیبا و رنگارنگ بر پنجره‌های آن آویخته‌اند، تار و پودشان مطلا، که برق دروغینشان دل می‌رباید. گرداگرد آن خوان، کرانی می‌یابی مدهوش که، به شیفتگی، با یکدیگر از ترنم سکرآور موسیقی بربط زنان و چنگ نوازان آن سرای سخن می‌گویند! کورانی می‌بینی که به توصیف جمال سیم‌تنان و برق خیره‌کننده کوههای زرناب و رنگارنگی مدهوش سازنده آن خوان سرگرمند! ولالانی مشاهده می‌کنی که، بر شده بر چهار‌پایه‌هایی، به سجع و قافیه و سحر نظم و افسون نثر در باب آن همه زیبائی خیره‌کننده داد سخن داده‌اند! اینان، جملگی این انسان تازه از راه رسیده خسته را به جمع خویش می‌خوانند، تا کوله بارش بر زمین نهد و بدانان بپیوندد و از جام خوشگوار غفلت، می‌نوشد، پای کوبد، دست افشاند، آوازی بخواند، دستی به چنگی زند تا نوایی برخیزد، و آنگاه از خستگی بر زمین افتد و به خواب رود؛ تا روزی دیگر بردمد، و باز همان قصه بیاغازد و به همان‌سان صبحگاهان به شامگاهان گره خورد .

 


پی نوشت:

عنوان: شوکران اما حیاتزا (رساله در تفکر در مرگ)

نوبسنده: دکتر علیرضا هدایی


لینک دریافت کتاب (pdf)   دریافت حجم: 1.35 مگابایت
 

نظرات  (۲)

سلام.راستی مشکلی نداره این کتاب را دانلود کنیم؟نویسنده اش راضی اند؟
پاسخ:
سلام
متن این کتاب تو سایت noormags.com و همچنین tebyan.net وجود داره پس قاعدتا ایشون اجازه انتشار رو دادند.
۲۲ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۳۸ مهدی کیانی
سلام،من تازه امروز خوندمش،خوش به حالتون با این استادِ "همه چی تمام"تون!
پاسخ:
سلام مهدی جان!
تنها کسی ک تو دانشگاه می تونم با خیال راحت بهش بگم استاد، همین دکتر هداییه.
ی جایی تو "درباره من" از حاشیه های مهم تر از متن این دانشکده و رشته حرف زدم ک منظورم ایشونه!
بدا ب حال من ک قدر نمی دونم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی